تبلیغات
راهکارهای موفقیت

مرجع ارائه آموزشهای روزانه و رایگان در حوزه ی پیشرفت شخصی و راهکارهای موفقیت 
پیوندهای وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تصور کنید که در بین دوستان مشترک خود کسی را ملاقات می کنید.یک استارتاپ را راه می اندازید و شروع به کار بر روی محصول خود میکنید. درآمدی کسب می کنید و افراد مختلفی را استخدام می کنید. برای یک کنفرانس استارتاپی ثبت نام میکنید تا محصول را در معرض نمایش بگذارید قبل از اینکه کاملا به اتمام رسیده باشد. قبل از اینکه بر روی سن بروید نسخه اولیه محصول خود را امتحان می کنید.محصول خود را به بیش از 800 سرمایه گذار خطرپذیر،روزنامه نگار و شرکت های عظیم نمایش می دهید. اولین مشتری خود را در این رویداد پیدا می کنید و به فروشی که مدنظر دارید نزدیک می شوید و آنرا نزدیک به 300 هزار دلار می فروشید.

همه این ها در 9 ماه اتفاق می افتد.

به نظر میاد دستور طبخ موفقیت باشه. مگه نه؟

خوب در مورد من دقیقا برعکس بود. من نامش را “مثبت کاذب شماره 1″ می گذارم.

بهبود سریعی که ما از نزدیک شدن به یک فروش زودهنگام بزرگ کسب کردیم به اشتباهات مدیریتی انجامید و آن نیز نتیجه ای جز اشتباهات اجرایی نبود.این موضوع با چندین تجربه تقریبا نابود کننده برای شرکت ما به اوج خودش رسید.مشتریان اولیه ما پذیرندگان آغازین بودند که هرچقدر ما با آنها بیشتر کار میکردیم،به محصولی بی خود و بی شکل نزدیک تر می شدیم.آنها درخواست معامله ای مشاوره ای و شخصی سازی شده را داشتند ولی هیچکدام از آنها تکرارپذیر،مقیاس پذیر و نهایتا پذیرفتی برای ما نبود.

موفقیت اولیه به یک سری اشتباهات استخدامی هم انجامید.من یک مدیر پروژه استخدام کردم که سرنوشت ما را به یک شرکت مشاوره خدمات گره زد. این موضوع سبب شد که من و موسسان دیگر شرکت مان از عملیات روزانه مشتریانمان با خبر نباشیم که نهایتا سبب شد فهم نادرستی از چیزی که مشتریانمان می خواهند و تاخیر در مرحله همخوانی محصول و بازار برسیم.

با یک فاصله، عدم اطلاعات یا داده های لازم، ما حدس زده بودیم که محصول چه باید باشد و تصمیاتمان براساس این بود که چگونه قانع کننده و یا پر صروصدا خواهد بود.بدتر از آن،در یک لحظه ما در بازاری گیر کردیم که هیچ چیزی از آن نمی دانستیم و چرخش شدیدی از سازمانی بودن به تولید یک نرم افزار موبایل مصرفی داشتیم.

با کمال تعجب،این نرم افزار نیز خوب فروخت که باز هم به “مثبت کاذب شماره 2″ انجامید.

یک بار من نرم افزار را به یک بلاگر معتبر و معروف معرفی کردم که تا پیش از آن نمیدانستم او در Bay Area حضور دارد. او ما را اپل و گوگل نامید و در نهایت سبب شد ما یک گفتگو با شرکت کوچکی به نام فیسبوک داشته باشیم. همه این ها حرکت بزرگی بود ولی نرم افزار ما پر از اشکال بود.ما شرکت را به سطح مناسبی نرسانده بودیم (یه کم از زیرش شانه خالی میکردم.) و همچنین به سطحی که میخواستیم نرسید.اگر رک بگم،من عاشق این بودم که توسط غول های تکنولوژی سنجیده بشم.این من را راضی نگه می داشت که گیجی کوتاه مدتی از آسیب شناسی سیستمی ای بود که ما داشتیم.

آسیب شناسی این بود که ما ساختیم/استخدام کردیم/فکر کردیم/نوشتیم/مصرف کردیم/طراحی کردیم/تولید کردیم چیزهای مختلف را بدون اینکه یک سوال ساده را از خود بپرسیم:این مشتری ما را خوشحال و موفق خواهد کرد؟

برای پاسخ به این سوال، اول از هرچیز شما باید یک پرسونا (کاربر نمایی) بسازید و تعیین کنید که چه چیزی باعث جذابیت و موفقیت شما می‌شود و چقدر زمان و یا منابع دارید تا بر روی آن سرمایه گذاری کنید. ما معمولا زمانی که کار سخت شود از این سوال عبور می کنیم.من می دانم که انجام ندادن این کارها در همه مراحل ما را مشغول به چیزی کرد که زیاد مهم نبود. وقتی که رسیدن سخت شد،ما پرسونا را تغییر دادیم. وقتی که ما پرسونا را انجام دادیم بر روی یک مورد تمرکز کردیم که می توانست یک محصول فوق العاده را برای آن به ارمغان بیاورد. چیزی که مشتری ما را وا میداشت که بگوید:”اوه! من عاشقشم. باید داشته باشمش.”. واقعا مهم است که شما بر روی پیدا کردن یک چیز تمرکز کنید و آنرا بسازید تا مشتری را دلخوش و آنها را خوشحال و موفق سازید.راحت ترین چیز این است که بیش از اندازه بسازید،حدس بزنید،گیج شوید و… من این کارها را انجام دادم که واقعا اشتباه سیاهی بود.

اخراج کردن افرادی که شما در شرکت استخدام کردید هولناک‌ترین کار در ایجاد یک شرکت است. این واقعا بدتر از از دست دادن پول یا سرمایه گذاران تان است. من منابع گرانبهایی را حیف و میل کردم و در ایجاد یک شرکت پایدار برای جمعی از کارمندانم شکست خوردم و این ترسناک ترین جنبه از شکست من است.

در خاطرم هست که شکستی که برایش هزینه دادم امروز راهنمای من و تیم من است.

بدانید که مشتری تان کیست و چه چیزی آنان را موفق و شادمان می کند.




طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: چگونه موفقیت زودهنگام باعث شکست می‌شود،
[ شنبه 16 تیر 1397 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
وقتی خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهیم، یک مشکل کوچک تبدیل به گردبادی از شکست میشود.

مثبت فکر کنید :

مقداری انتقاد از خود چیزه بدی نیست: میتواند چک کردن واقع گرایانه ای باشد که کمک کند فردی بهتر باشیم. اما تفاوت بسیار زیادی بین ” باید بیشتر از قبل کار کنم ” و ” من باعث سرافکندگی هستم ” وجود دارد.
دکتر تامر چانسکی، روانشناس و نویسنده کتاب (Freeing Yourself From Anxiety ) میگوید: انتقاد بیش از حد از خود تاثیری معکوس دارد و به جای پیشرفت باعث میشود بیشتر روی شکست متمرکز شوید. و تحقیقات نشان داده در طولانی مدت چنین حالتی باعث افزایش استرس و حتی بروز افسردگی میشود. خوشبختانه راه های زیادی وجود دارد که منتقد درونی را در جهت خوب و مفید استفاده کرد.

همه چیزهای منفی را در جعبه بگذارید :

وقتی خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهیم، یک مشکل کوچک تبدیل به گردبادی از شکست میشود. پس دفعه بعد از وقتی که یک فکر منفی خود را نشان داد، چند نفس عمیق بکشید و خیلی سریع محدودش کنید و مشکل تان را در کوچکترین جعبه ی ممکن قرار دهید.
اگر فکر میکنید در یک ملاقات خیلی خراب کردید به جای اینکه بگویید من یک احمقم ، همه چیز را خراب کردم، بگویید: از لغات ضعیفی استفاده کردم. تجسم جعبه بسیار مهم است. در ذهن خود یک جعبه کوچک تصور کنید به اندازه ای که مشکلتان پرش کند، با این کار اعتماد بنفس خود را از دست نمیدهید.

قدرت افکار ممکن را امتحان کنید :

فشار زیادی را متحمل میشویم تا چیزی را کاملا بچرخانیم و مثبتش کنیم. اما تحقیقات نشان داده زمانی که از نظر روانی در سطح پایینی قرار داریم و خود را مجبور میکنیم تا چیز های مثبت بگوییم در نهایت حالمان بدتر میشود، به خاطر اینکه دروغ سنج داخلی مان خاموش میشود. توصیه میشود از تکنیک فکر کردن به آنچه ممکن است استفاده کنید، که شامل افکار خنثی در مورد وضعیت و نام گذاری حقایق است. مثلا به جای اینکه بگوییم من از چاقی مثل خرس شدم باید گفت دوست دارم 15 کیلو کم کنم و میدانم چطور این کار را بکنم.

از خود بپرسید که واقعا گناهکارید :

به یک ملاقات رفته اید و لباسی که پوشیدید از نظر خودتان مناسب نیست. با خود فکر میکنید، بدترین اشتباه عمرم را کردم. چیزی که در سر شما میگذرد چنین است که همه چیز بر علیه تان است. با خود کمی مهربان باشید از در مورد افکار درونی که دارید از خود سوال بپرسید این راهی است که میتوانید صدای منتقد درونی را پایین بیاوید. آیا کسی به جز خودم چنین فکری دارد؟ آیا اصلا لازم است انقدر خودم را سرزنش کنم؟ یک اشتباه ارزش این مقدار زجر کشیدن را دارد؟

منبع : beytoote



طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
[ دوشنبه 28 خرداد 1397 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
چه عواملی  سبب می‌شود تا بعضی از کسب و کارها موفق شوند و برخی دیگر شکست بخورند؟ چرا برخی از مردم در فرهنگ‌ها و یا مناطق خاص عملکرد بهتری نسبت به افراد دیگر دارند؟ در این مقاله نگاهی به عوامل موثر موفقیت در کسب و کار می‌اندازیم.

تاثیر عوامل فرهنگی بر موفقیت در کسب و  کار :

– فرهنگ به الگوها و عقاید مرسوم که تاثیر مهمی در ارزش‌ها، ادراک، ترجیحات و رفتار افراد دارد اطلاق می‌شود. فرهنگ و کسب و کار از بسیاری جهات نقاط ارتباطی دارند.

– افرادی که به صورت سنتی با کسب و کارها عجین هستند گرایشات کسب و کارانه دارند و کارمندی را چیزی محقر می‌دانند.

– فرهنگ کسب و کار، افراد را از محافظه کاری و گرایشات به شغل کارمندی به دور می‌کند.

– فرهنگ مصرف‌گرایی که در آن مردم کالاهای مادی را بیشتر طالب هستند، کسب و کار را حوزه‌ای معرفی می‌کند که در آن درآمد کاسبی بیشتر از کارمندی است.

– افرادی که با شغل‌های استخدامی و یا خدمات دیگر درگیر هستند به فرزندان خود فشار می‌آورند تا شغل امن و ثابت برای خود انتخاب کنند و روح کسب و کار را از همان ابتدای کودکی در خود از بین می‌برند.

– فرهنگ صرفه‌جو که در آن مردم کمتر خرج می‌کنند و بیشتر برای روز مبادا پس‌انداز می‌نمایند، آنها کارآفرینی (نوآوری) را امری پرریسک و پرخطر می‌داند و بر این باور است که عواید شغل ثابت و امن بسیار بیشتر از کسب و کار (کسب درآمد) شخصی است.

تاثیر عوامل سیاسی بر موفقیت در کسب و  کار :

آنچه که در زیر بدان‌ها اشاره می‌شود مواردی هستند که محیط سیاسی در کسب و کار تاثیر می گذارد.

– شرایط ناپایدار سیاسی که در آن سیاست‌های دولتی مدام در حال تغییر است، آنها را (کسب و کار)  دلسرد می کند و باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران نسبت به امنیت سرمایه خود واهمه داشته باشند.

– حمایت دولتی برای توسعه اقتصادی از طریق توسعه زیرساخت، تسهیلات، پارک های علم و فناوری و هر آنچه مشوق کسب و کار است.

– مالیات زیاد که می‌تواند سود را کم کند، معمولاً کارآفرینان را دلسرد می‌کند. از طرف دیگر، معافیت‌های مالیاتی مشوق کسب و کارها و استارتاپ‌ها می‌باشد. (مدیریت)

– دسترسی به زیرساخت‌ها و خدمات همگانی همچون جاده‌های خوب، برق، امکانات ارتباطی و عدم وجود فساد و کاغذ بازی برای دسترسی به تسهیلات ذکر شده معمولاً کارآفرینان را تشویق و جذب می‌کند.

– آزادی اقتصادی با قانون‌گذاری مطلوب و موانع کم به منظور راه‌اندازی کسب و کار مشوق کارآفرینان است.

تاثیر عوامل اقتصادی بر موفقیت در کسب و  کار :

– اقتصاد عامل بسیار مهمی است که بر کسب و کار (کسب درآمد) مؤثر است.

– قدرت خرید عمومی مردم که با سطح درآمد و رفاه اقتصادی منطقه مشخص می‌شود، نقش مهمی بر موفقیت در کسب و  کار دارد.

– در زمان رکود اقتصادی، با توجه به کاهش قدرت خرید مردم و عدم تمایل به سرمایه گذاری، کسب و کارها با واکنش منفی مواجه می‌شوند.

– در اقتصاد معیشتی بیشتر مردم با کشاورزی درگیر هستند، محصول خود را مصرف می‌کنند و مابقی را با کالاها و خدمات ساده مبادله می‌کنند.

دسترسی به منابع اساسی در راه اندازی کسب و کار :

– یکی از عوامل کلیدی و موثر بر راه‌اندازی کسب و کار، دسترسی به منابعی همچون سرمایه، نیروی انسانی، مواد اولیه، زیرساخت و خدمات همگانی است.

– سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار حیاتی است. دسترسی به سرمایه، به کارآفرین اجازه می‌دهد که عوامل دیگر را کنار هم گرد آورده و اقدام به تولید محصول یا خدمت کند. (راه های پولدار شدن)

– اهمیت سرمایه انسانی و کارمندان را نباید نادیده گرفت. هیچ کسب و کاری بدون کارمندان ماهر و متعهد موفق نمی‌شود.

– وجود کسب و کارهای زیاد و متنوع مستلزم دسترسی به مواد خام می‌باشد.

– زیرساخت فیزیکی و خدمات همگانی همچون جاده‌های سالم و با کیفیت، پارکینگ، امکانات ارتباطی و برق، همگی فاکتورهایی اساسی در کارکرد بدون نقص یک کسب و کار هستند.

تاثیر مسائل روانشناختی بر موفقیت در کسب و  کار : 

با وجود اهمیت تمام موارد بالا، موفقیت در کسب و کار جدید به تیپ شخصیتی کارآفرین برمی‌گردد.

کارآفرین (نوآوری) در حقیقت رهبر و راهبر کسب و کار است (مدیریت استراتژی) و نیاز است تا ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

• سخت کوشی و سماجت در کار
• قدرت مدیریت و کاهش خطرهای ریسک (مدیریت)
• قدرت ایجاد و توسعه یک کسب و کار جامع و داشتن نقشه‌های آماده جایگزین (طرح کسب و کار)
• جهت‌گیری قوی که رسیدن به اهداف را آسان می‌کند

با برداشته شدن موانع تجارت و به وجود آمدن فرصت‌های بزرگتر و افزایش امنیت شغلی، شرایط برای کارآفرینی به مراتب بهتر از قبل می‌باشد.

منبع : iservat.ir




طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
[ یکشنبه 20 خرداد 1397 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
اگر به دنبال چند راز موفقیت در کسب و کار هستید خوب است که از زبان ریچارد برانسون سرمایه‌گذار و صاحب کسب و کار اهل بریتانیا که بیش از ۴۰۰ کمپانی در سر تا سر جهان را تحت مالکیت خود دارد رازهایی را بشنوید.
 او در زمینه‌ی بازرگانی، توریست، هواپیمایی و… فعالیت می‌کند و صاحب تیم Virgin نیز هست. ریچارد برانسون ۵ راز موفقیت در کسب و کار دارد که در ادامه می‌خوانیم. با ما همراه باشید.

اولین راز موفقیت در کسب و کار :

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، ریچارد برانسون معتقد است باید از آنچه که در کار و تجارت به آن می‌پردازید لذت ببرید چون شروع یک کسب و کار یعنی آغاز راه پر فراز و نشیب و پشتکار فراوان بنابراین اگر قرار است که مشکلات فراوانی را در کسب و کار حل کنیم و کسب تجربه کنیم باید از آنها لذت ببریم. او معتقد است زمانی که برای نخستین بار گروه Virgin را تشکیل داده بیشتر از کسب درآمد به فکر ایجاد احساس رضایت و خوشنودی از کسب و کاری که راه انداخته، بوده است.

دومین راز موفقیت در کسب و کار:

ریچارد برانسون به افرادی که می‌خواهند کسب و کاری راه‌اندازی کنند توصیه می‌کند که تجارت خود را با پایه و اساس محکم ایجاد کنند او بر این باور است که فرقی بین تجارت در زمینه‌ی خدمات یا صنعت یا تولید نیست بلکه تفاوت اصلی آنها ایجاد تجارتی با پایه و اساس محکم است. شروع یک تجارت چندان سخت نیست اما پایداری و دوام در آن و در نهایت موفق بودن در آن بسیار مهم است. او شرکت‌هایی مثل مایکروسافت، گوگل و اپل را که جزء شرکت‌های قدرتمند هستند به عنوان مثال مطرح می‌کند که توانستند بیش از ۲۰ سال فعالیت مداوم داشته باشند.

سومین راز موفقیت در کسب و کار :

ریچارد برانسون همچنین بر این باور است که یک تجارت خوب باید کارمندانی داشته باشد که از کار در آن تجارت احساس غرور کنند. یک کسب و کار خوب باید دارای یک تیم کاری متشکل از اعضایی خلاق، نوآور و با استعداد باشد که از اینکه در تجارت شما مشغول فعالیت هستند به خود ببالند.

چهارمین راز موفقیت در کسب و کار :

یک مدیر یا یک کارفرمای خوب بودن لازمه‌ی موفقیت هر کسب و کاری است. ریچارد برانسون معتقد است یک مدیر خوب باید یک شنونده‌ی خوب باشد. او توصیه می‌کند که مدیران باید همیشه خوب بشنوند تا بتوانند تجربه کسب کنند آنها هرگز نباید افراد را مستقیماً مورد نقد و سرزنش قرار دهند دائماً باید از کارمندان و کسانی که برای آنها کار می‌کنند تشکر کنند. برانسون معتقد است که تقدیر و تشکر باعث پیشرفت کارمندان می‌شود. همچنین او معتقد است که اگر کارمندی وظایف را درست انجام نمی‌دهد نباید او را سرزنش یا تنبیه کنید بلکه باید بدانید تیم کاری مثل اعضای یک خانواده است آنها باید به یکدیگر کمک کنند تا بتوانند موفق شوند.

پنجمین راز موفقیت در کسب و کار :

برانسون معتقد است که یک مدیر خوب نباید تنها پشت میز خود نشسته و ساعات کاری‌اش را بدون جلسه یا ملاقات با دیگر کارفرمایان و کاسبان دیگر سپری کند. یک مدیر خوب باید دائماً در حال جست و جو و کشف راه‌های جدید برای انجام بهتر کارها باشد خود از نزدیک شرکت‌ها و استراتژی‌های آنها را ببیند خود ریچارد برانسون از سفرهایی که انجام داده و تجاربی که کسب کرده توانسته موفقیت‌های زیادی را به‌دست بیاورد.





طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: ۵ راز موفقیت در کسب و کار از زبان یک میلیاردر،
[ شنبه 12 خرداد 1397 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
برت فاکس، مدیرعامل سابق Touchstone Semiconductor،از ۱۰ رمز موفقیتش  در وب‌سایت Quora می گوید .
او می گویند صبح ها با لبخند بیدار می شوم و با این تصور از خواب بلند می شوم، که هیچ مشکلی وجود ندارد و همه چی سر جای خودش است. با نگاهی به بیرون تنها زیبایی ها را میبینم و به این موضوع فکر میکنم که سختی ها را پشت سر گذاشته ام و الان قرار است از داشته هایم لذت ببرم.

۱- نگران پول نباشید :

در عوض مترصد فرصت‌ها باشید و می‌بینید که پول به دنبال آن خواهد آمد. این نگرش بهترین راهی است که باعث می‌شود از فرصت‌های شغلی خود سود ببرید. به دنبال پول بودن، مخصوصاً اگر در ابتدای راه شغلی خود باشید، نتایج جالبی به دنبال ندارد. بهتر است مهارت‌ها و دانش خود را تقویت کنید که در بلندمدت، هم برایتان پول به همراه می‌آورد و هم شادی.

۲- در جوانی ریسک‌پذیر باشید :

تا جوان هستید هیچ فرصتی را از دست ندهید، حتی اگر از پایان راه مطمئن نیستید. پتانسیل پیشرفت شما در خطر کردن و ریسک‌پذیر بودن است. البته ادعا نمی‌کنم باید در مسیرهایی قدم بگذارید که مشخصاً بی‌نتیجه هستند. منظور ریسک‌های حساب‌شده و هوشمند است. اگر بدون تدبیر و تعقل به هر سمتی بروید، مجبور می‌شوید تا آخر عمر مشغول التیام دادن آسیب‌هایی باشید که می‌بینید.

۳- بر یک پایان مثبت و موفق متمرکز شوید :

هنر تمرکز در زندگی و کسب‌وکار نقش مهمی دارد. هنگامی‌که بر چند کار مشخص متمرکز شوید، بسیار بهتر و مؤثرتر عمل می‌کنید. اگر خود را با اهداف مختلف و پراکنده سرگرم کنید، وقت کافی برای توجه به هیچ‌کدام نخواهید داشت.

۴- پشتکار بسیار باارزش‌تر از استعداد است :

وودی آلن می‌گوید: « مردم همیشه به من می‌گویند که می‌خواهند یک فیلم‌نامه یا نمایشنامه یا رمان بنویسند. ولی فقط تعداد انگشت‌شماری واقعاً این کار را می‌کنند. بقیه افراد بدون اینکه به نتیجه‌ای برسند از بازی خارج می‌شوند. آن‌ها نمی‌توانند از پس نوشتن برآیند، برای اینکه دست به عمل نمی‌زنند. وقتی شما جرئت کنید وارد گود شوید، مثلاً شروع کنید به نوشتن، نیمی از مسیر موفقیت را طی کرده‌اید. برای همین می‌گویم ۸۰ درصد از موفقیت حضور داشتن است. این بهترین درسی است که زندگی به شما یاد می‌دهد.»

۵- مثبت اندیشی راه فرصت‌ها را به زندگی شما باز می‌کند :

فرصت‌ها همیشه در اطراف ما هستند. فقط باید بتوانیم آن‌ها را ببینیم. منفی نگری زندگی را برایتان به‌قدری تیره‌وتار می‌کند که نمی‌توانید ببینید چه فرصت‌هایی دقیقاً همین‌جا و پیش روی شما هستند. وقتی نگاه مثبتی داشته باشید، می‌توانید از هر اتفاقی برای یک زندگی شاد و موفق استفاده کنید. سعی کنید یک دوره سی‌روزه مثبت اندیشی را امتحان کنید. خودتان متوجه نتایج آن خواهید شد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: ۱۰ رمز موفقیت از زبان یک مدیر عامل،
[ سه شنبه 8 خرداد 1397 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
 وینستون چرچیل می‌گوید: ” موفقیت، توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. ” متأسفانه بیشتر مردم فکر می‌کنند موفقیت تصادفی به دست می‌آید و به همین دلیل ارتباط خود با این حقیقت که رسیدن به اهداف به اراده، پشتکار و ثبات قدم نیاز دارد را از دست می‌دهند.
استیون اسپیلبرگ، فیلمساز مشهور جهانی چندین بار توسط مدرسه هنرهای سینمایی دانشگاه جنوب کالیفرنیا رد شد و ۲۷ ناشر مختلف اولین کتاب دکتر زئوس ” Dr. Seuss ” را رد کردند.
اما امروزه این افراد بسیار موفق هستند. موفقیت بیش از اینکه به خوش‌شانسی فرد بستگی داشته باشد به روتین و عادت‌های روزانه او وابسته است. در ادامه ۷ راز موفقیت افراد موفق جهان را بررسی خواهیم کرد که به این افراد موفق کمک کرده‌اند به تمام اهداف خود دست یابند.

۱-افراد موفق جهان سخت‌کوش هستند :

مایکل جردن می‌گوید: ” من همیشه باور دارم اگر زحمت بکشید به نتایج مورد نظر خود خواهید رسید.”
اگر می‌خواهید موفق شوید باید داستان‌های پوچ ” فوراً پولدار شوید ” را فراموش کنید. باید بر چیزی که واقعاً شما را موفق می‌کند تمرکز کنید و آن چیزی نیست جز سخت‌کوشی و تلاش مستمر. قبل از قدم گذاشتن در سرزمین موفقیت و کامیابی باید ساعت‌ها تلاش کنید و با موانع و مشکلات فراوان دست و پنجه نرم کنید. پشتکار، نظم و انضباط و تمایل به سخت‌کوشی شما را به قدری موفق خواهد کرد که باور آن برای دوستان و آشنایان شما بسیار دشوار خواهد بود.

۲-راز افراد موفق برنامه ریزی است :

نیل گلدمن، مدیرعامل و مؤسس RelSci می‌گوید: ” اول ببینید چه فرصتی را می‌خواهید دنبال کنید و بعد مثل یک دسته گرگ دیوانه آن را دنبال کنید.”
افراد مشهوری مثل جی کی رولینگ همیشه یک دفترچه یادداشت با خود دارند که تمام کارهای خود را در آن یادداشت می‌کنند تا از این طریق میزان پیشرفت خود را اندازه گیری کنند و بدانند در ارتباط با اهداف خود کجا هستند. باید همیشه استراتژی خاصی را دنبال کنید زیرا بهره مندی از یک استراتژی منسجم و حساب شده شما را در مسیر موفقیت نگه می‌دارد و نحوه رسیدن به مقصد را به شما نشان می‌دهد.

۳-افراد موفق عملگرا هستند و تنبلی نمی‌کنند :

ایلان ماسک می‌گوید: ” ما می‌توانیم نظاره گر یا بخشی از آن باشیم.”
رؤیاپردازی و تفکری که با اقدامات لازم پشتیبانی نشود شما را به هیچ جایی نمی‌رساند. اگر زندگینامه افراد موفق را مطالعه کنید خواهید دید که افراد موفق جهان از روی عادت عملگرا هستند به عبارت دیگر این انسان‌های زیرک استاد عادتی به نام عمل‌گرایی هستند. گاهی اوقات حتی قبل از اینکه احساس آمادگی کنند خیلی مردانه وار و شجاعانه دست به کار می‌شوند و کارهای لازم را یکی پس از دیگری انجام می‌دهند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: 7 راز موفقیت افراد موفق جهان که از آن بی‌اطلاعید!،
[ دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
همه ما در زندگی با برخی از ترسها و ناامنی ها مواجه هستیم. اما، نداشتن اعتماد به نفس بسیار بدتر از تمام اینهاست. دلایل متعددی برای عدم اعتماد به نفس در شخص وجود دارد. یکی از دلایل احتمالی اینست که ما برای کشف پتانسیل های خود و خطرپذیری در جوانی هیچ انگیزه ای نداریم. دلایل هرچه باشند، خبر خوب اینست که عادتهای بسیاری وجود دارند که می توانند در تقویت اعتماد به نفس و خوشحالی بیشتر به ما کمک کنند. ما تعدادی از این عادتها را برای شما بازگو می کنیم.

بدانید و باور کنید که شما یک انسان دلپذیر هستید :

هرکاری که بتوانیم در این زمینه انجام دهیم، اعتماد به نفس ما را بالا می برد. اگر این حقیقت را نپذیرید، هر کلک یا روش دیگری را نیز بکار ببرید، همچنان ترسو و بی اراده باقی خواهید ماند. در مقابل، کسب اعتماد به نفس برای شما آسانتر خواهد بود اگر در درجه اول، باور کنید که دلپذیر و جذاب هستید. پیدا کردن این باور بدان معنا نیست که خود را فریب دهید. بلکه بدان معناست که اطمینان داشته باشید که شما موجودی منحصربه فرد هستید که می توانید به روش متمایز خود در جامعه ظاهر شوید و سهم خود را ایفا کنید.

همیشه با لباسهای دلپذیر خانه را ترک کنید :

یک بار از یکی از هنرپیشه های مشهور شنیدم که هرگز خانه را فاقد پوشیدن بهترین لباسهایش ترک نمی کند. چون هرگز نمی داند که آن روز در خیابان یا سر کار با چه کسی برخورد خواهد کرد. به همین ترتیب، من نیز فکر می کنم یکی از کلیدهای تقویت اعتماد به نفس پوشیدن بهترین لباسها هنگام ترک خانه است. پوشیدن لباسهای دلپذیر و برازنده و تراشیدن ریش و زدن عطر و ادکلن احساسی متفاوت و شگفت انگیز را در شما نسبت به خود خلق خواهد کرد.

پوسچر (وضعیت بدنی) خود را بررسی کنید :

پوسچر یا وضعیت بدنی شما هنگام نشستن، ایستادن و راه رفتن تأثیری عظیم بر اعتماد به نفس شما دارد. شل و ول و تکیده بودن، نه تنها تأثیری منفی بر سلامتی دارد، بلکه بر اخلاق و نگرش شما نسبت به خود نیز تأثیر دارد. بر اساس مطالعات، پوسچر بد، شما را ناراحت و مضطرب خواهد کرد. ترس و ناراحتی می تواند به احساس ناامنی منتهی شود که مخرب اعتماد به نفس است. به همین دلیل، درست نشستن، درست راه رفتن و درست ایستادن را تبدیل به یک عادت برای خود کنید. به این معنا که چانه همیشه بالا، سینه بیرون، شانه ها و پشت صاف و شکم داخل باشد.

توانایی های خود را افزایش دهید :
 
ارتقا توانایی های فردی و حرفه ای یک روش عالی برای افزایش اعتماد به نفس است. اینکار را می توانید با پیدا کردن فرصتهایی برای یادگیری و پیشرفت بیشتر انجام دهید.  برای مثال، اگر می خواهید یک عکاس توانا باشید، می توانید تکنیک های عکاسی را مطالعه و تمرین کنید. نیازی نیست یکباره تکنیک های پیشرفته را یاد بگیرید. اینکار را مرحله به مرحله انجام دهید. یادگرفتن مهارتهای نوین با هم شما را سردرگم خواهد کرد و اعتماد به نفس خود را نیز کم میکند.

همیشه دنبال اهداف دست یافتنی باشید :

این نکته تا حدودی با نکته قبلی در ارتباط است. اغلب اوقات، افراد به دنبال اهداف دست نیافتنی هستند و در آخر تنها ناامیدی است که نصیبشان می شود. بجای اینکار، سعی کنید به دنبال اهداف  دست یافتنی تر باشید. بار دیگر، کلید موفقیت در رسیدن به اهداف، مرحله به مرحله پیش رفتن است. آنچه مهم است، پیشرفت مستمر است، نه مقدار آن. در نهایت، اعتماد و اطمینان بیشتری به خود خواهید داشت و قادر به انجام کارهای بیشتر خواهید بود.

داوطلب شوید :

برای تقویت اعتماد به نفس در خود،  چه راهی بهتر از قرار گرفتن در خط مقدم است. اگر می خواهید در برخورد با دیگر افراد اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، داوطلب شدن یک راه خوب است؛ چراکه یک فرصت مناسب است برای آشنا شدن با افرادی که سوابق و تخصصهای مختلف دارند. نه تنها احساس خجالت را در شما از بین می برد، بلکه فرصتیست برای شما تا یک تجربه مفید کسب کنید و با این کار احساس خوبی به شما دست خواهد داد.

ورزش کنید :

گذران مدت زمانی در باشگاه سه الی چهار بار در هفته برای پیدا کردن یک احساس خوب و ظاهر دلپذیر کافیست. یقیناً افرادی که ورزش می کنند، از افرادی که با ورزش میانه ای ندارند، اعتماد به نفس بیشتری دارند، چون ظاهر بهتری دارند. گذشته از این، ورزش ترشح اندورفین مغز – که یک ماده شمیایی «احساس خوب» دهنده است – را افزایش می دهد.

فکر و عملتان مثبت باشد :

وقتی ذهن شما مدام پراز افکار منفی است، همیشه  و به همه چیز اعتراض دارید. از طرفی، افکار منفی ترس را به قلب شما القا خواهند کرد و اعتماد به نفس شما را درو خواهند کرد. ذهن بسیار قدرتمند است و آنچه روی آن تمرکز دارید، نه تنها عواطف، بلکه موقعیت های شما را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. به همین دلیل، دانستن چگونگی کنترل افکار بسیار حیاتی است. به خود بیاموزید که چگونه افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید و به زبان خود بیاموزید که به جای نفرین، دعا کند. هرچه بیشتر این تکنیک ها را عملی کنید، اعتماد به نفس شما بالاتر خواهد رفت.

منبع : آکا ایران



طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: اعتماد به نفس،
[ دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ] [ 09:10 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
من در موقعیتی هستم که می دانم چه می خواهم و چطور باید آن کار را انجام دهم اما فکر می کنم که نمی توانم مقاصدم را دنبال کنم. وقتی شروع کردم، احساس فوق العاده ای درمورد کاری که می خواستم انجام دهم داشتم و تصمیم گرفته بودم که اینبار واقعاً هدفم را دنبال کنم. اما خیلی زود دوباره همان اتفاق همیشگی افتاد—انگیزه ام را از دست دادم. فکر می کنم دیگر نمی توانم هدفم را دنبال کنم. چه باید بکنم؟”

خیلی از ما تجربه این را داشته ایم که می خواستیم به یک نتیجه دلخواه برسیم اما هدفمان خیلی زود از لای انگشتانمان در رفته است. بدترین قسمت آن این است که می ایستیم و تماشا می کنیم که چطور آن اهداف عالی کم کم محو شده و از بین می روند و عادت های قدیمی جای آنرا می گیرد.

وقتی برای تغییر استارت می زنید، مطمئناً سرشار از اشتیاق و انگیزه برای دست یافتن به آن هستید. متقاعد شده اید که این بار با همیشه فرق می کند. اینبار حتماً قدم به قدم با هدفتان و تغییری که میخواهید به آن برسید، پیش می روید: اینکه شیوه زندگی سالمتری داشته باشید، پول بیشتری پس انداز کنید، طرف مورد نظرتان را پیدا کنید، وزنتان را پایین بیاورید و هر هدف دیگر که در ذهنتان است.

دلایل مختلفی وجود دارد که نمی توانید اهدافتان را به خوبی دنبال کنید. این احتمال وجود دارد که آن هدف برای شما مناسب نباشد. شاید منابع لازم در اختیارتان نباشد. شاید فکر می کنید که می خواهید به هدفتان برسید اما درواقع مجبور به انجام کاری می شوید که باید انجام دهید اما علاقه ای به انجام آن ندارید.

اجازه بدهید فرض را بر این بگذاریم که هیچکدام از این عوامل برای شما مصداق نداشته باشند و دلیل عمده فقط فقدان توانایی لازم برای دنبال کردن هدف در شما باشد. مغز ما خیلی خوب دربرابر تهدیدات محیط هوشیار است. اما برای چیزهایی که به نظر او اورژانسی و فوری نباشد، به هیچ وجه هوشیار نیست.

برای غلبه بر این تمایل ذاتی برای وارد عمل شدن فقط در فوریت ها، می توانید به مغزتان حقه بزنید که طبیعی تر هدف را دنبال کند.

اجازه ندهید که گرفتار روزمرگی شوید. به خودتان آموزش دهید که وقتی تعهدتان کمی سست شد، سریعاً متوجه شوید و آنرا به وضعیت مناسب برگردانید.

وقتی یاد بگیرید که چطور با استفاده از این حقه زدن به قدرت اراده، انرژی خود را کنترل کنید، موفقیتتان را تضمین کرده و اهدافتان را به مرحله عمل می رسانید.

در زیر به چهار مورد از موثرترین و بهترین حقه های قدرت اراده اشاره می کنیم.

فقط انجامش دهید. از همین الان شروع کنید. از همانجایی که هستید شروع کنید.

شاید دوست دارید که در بازی های ورزشی فرزندانتان شرکت کنید اما دیر شده است—اگر همین الان از خانه خارج شوید، احتمال این وجود دارد که تا برسید مسابقه تمام شده باشد.

در هر صورت بروید :

منتظر بهترین زمان، بهترین مکان، بهترین وضعیت ممکن نباشید. هیچ لزومی ندارد که زندگی جدیدتان را از شنبه شروع کنید. اگر روزهای دیگر را از دست داده اید، از امروز شروع کنید. اگر قرار است به ۵ دقیقه آخر مسابقه هم برسید، باز بروید.

هرچه بیشتر به سمت جلو حرکت کنید، انرژیتان برای حرکت بیشتر خواهد شد. رفتن، حالا به هر سمتی که باشد، بر سکون غلبه می کند و شما را به جلو خواهد کشید. و هر بار که “فقط انجامش می دهید”، دفعه بعد برایتان ساده تر خواهد بود.

تنها کاری که باید بکنید این است که حضور داشته باشید :

معمای این استراتژی این است که خودتان را در وضعیتی بهتر قرار بدهید تا بتوانید هدفتان را دنبال کنید. هدف این استراتژی نزدیک کردن شما به عمل مورد نظرتان و درعین حال ایجاد یک مَفَر درصورت خسته شدن است.

در این استراتژی مهم این است که فقط حضور داشته باشید و هر موقع که خواستید می توانید دست از کار بکشید. و وقتی آن مقاومت را رها کردیدف کاری که به نظرتان خیلی سخت می آمد، یکدفعه آسان می شود.

مثلاً وقتی حاضرید هر کار دیگری انجام دهید اما یک ساعت در روز برای پیاده روی وقت نگذارید، با خودتان به توافق برسید که فقط بروید و کفش های پیاده رویتان را پا کنید. وقتی کفشهایتان را پوشیدید و لباس بیرون را تن کردید، مطمئن باشید که بیرون می روید و مجبور می شوید که پیاده روی کنید.

کمی دوراندیشی برای قرار دادن شما در مسیر مطلوب

وسائل موردنیاز را فراهم کنید.

مثلاً اگر تصمیم گرفته اید که از این پس خاطرات روزانه تان را یادداشت کنید، هر روز حواس خودتان را پرت جمع و جور کردن وسائل لازم برای نوشتن نکنید. همه چیزهایی که به آن نیاز دارید را در یک محل قرار دهید و بگذارید که همانجا بماند. وقتی زمان نوشتن خاطرات روزانه رسید، خیلی راحت دفتر را باز کنید، مداد را بردارید و شروع به نوشتن کنید.

به دو سه چیزی که در آینده می خواهید دنبال کنید، فکر کنید. لیستی از وسائل مورد نیاز آن کارها تهیه کنید و همه آنها را فراهم کنید.

وقتی وسائل را فراهم کردید، در محل مورد نظر قرار دهید. سعی کنید هر کاری که از دستتان برمی آید انجام دهید تا برای انجام آن کار تمرکز کامل را داشته باشید و حواستان پرت چیزی نشود.

کمی دوراندیشی به شما این امکان را می دهد که راحت تر اهدافتان را دنبال کنید.

عمل منظم روزانه راهی به سمت موفقیت- برنامه ریزی کنید.

تغییر یک شبه حاصل نمی شود. فرایند های فیزیولوژیکی و روانشناسی زیادی هستند که شما را به آنچه هستید تبدیل می کند. این فرایندها تلاش می کنند شما را به سمت خط و مرز کنونیتان بکشانند.

داستان ۴۰ روز انجام دادن کاری برای عادت کردن به آن را فراموش کنید. ۶-۳ ماه لازم است تا یک کار جزء برنامه روزانه زندگی کسی درآید.

تغییر و انتقال ممکن است عملی آنی به نظر برسد اما مطمئن باشید زندگی جادو و جمب نیست. برای کسب مقام اول باید وقت بگذارید. برای تغییر باید منابع لازم فراهم باشد، توجه و تمرکز کافی داشته باشید، و تلاش کنید. هر لحظه تعهد به یک تغییر برای شما فایده بخش است. عجله به خرج ندهید. به اندازه کافی به خودتان زمان بدهید تا پایه ای مستحکم برای تغییرتان بنا کنید.

برنامه ای تهیه کنید که هر روز عملی برای رسیدن به هدف موردنظرتان انجام دهید. مثلاً اگر می خواهید بیشتر از قبل با فرزندانتان ارتباط برقرار کنید، منتظر زمان مناسب نباشید. درعوض، سعی کنید از این به بعد، هر شب قبل از خواب به اتاق هرکدام بروید و کمی با آنها وقت بگذرانید.

برای رسیدن به خواسته هایتان، اهدافتان و انگیزه هایتان، باید در بعضی از این حقه های غلبه بر نیروی اراده مهارت پیدا کنید. با این روش مطمئن باشید که خیلی راحت بزرگترین تغییر را جزئی از زندگی روزمره تان خواهید کرد.

منبع : مردمان



طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: موفقیت دور اندیشی،
[ یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
در گفتگو با افراد مختلف متوجه‌ شده‌ام وقتی دربارهٔ موفقیت صحبت می‌کنند، عمدتاً یکی از پنج مفهوم زیر را برای آن در نظر می‌گیرند:

۱) رسیدن به اهداف :

 مثلاً فردی هدفش این است که در کنکور کارشناسی ارشد قبول شود و وقتی در رشته و دانشگاه موردنظر قبول می‌شود، این از نظر او موفقیت محسوب می‌شود .

۲) داشتن دستاورد :

 دستاورد را معمولاً یکی از این هفت چیز می‌دانند: ثروت، قدرت، شهرت، جایگاه اجتماعی، جاه و مقام، محبوبیت و دانش. دستاوردها را معمولاً به صورت کمی می‌سنجند و عمدتاً جنبه مقایسه‌ای دارد. مثلاً کسی که در اینستاگرام دو میلیون فالوئر دارد نسبت به کسی که صد هزار فالوئر دارد، محبوب‌تر و موفق‌تر در نظر گرفته می‌شود .

۳) داشتن احساس خوب :

منظور از احساس خوب این است که فرد در مجموع نسبت به خودش، زندگی‌اش، روابطش، شغلش، خانواده‌اش و اطرافیانش احساس خوشایندی دارد و حسی از رضایتمندی را در زندگی تجربه می‌کند. مثلاً مادری که فرزند یک کودک است و از مادر بودن خود احساس خوبی دارد، خودش را موفق می‌داند.

۴) معنادار بودن زندگی :

منظور این است که فرد برای خود معنا و مقصودی در زندگی قائل باشد و کاری را انجام بدهد که برای او معنادار است. یعنی بداند حضور او در این دنیا تفاوتی ایجاد می‌کند و با مأموریتی پا به این دنیا گذاشته است. مثلاً پزشکی که در مناطق محروم بیماران را رایگان ویزیت می‌کند، ممکن است موفقیت خود را در شاد کردن دل محرومان تعریف کند.

۵) پایبندی به ارزش‌ها :

ممکن است فردی موفقیت را در این بداند که در طول زندگی به یک سری اصول و ارزش پایبند است. منظور از ارزش خط قرمزهایی است که حاضر نیستیم از آنها عبور کنیم. مثلاً ممکن است فردی تاجر باشد و رعایت صداقت را برای خود یک ارزش بداند. این فرد حتی ممکن است به دلیل رعایت صداقت در برخی معاملات ضرر کند اما همین که ارزشهایش را زیر پا نمی‌گذارد، برایش موفقیت است.
برای من موفقیت تلفیقی از این تعاریف هست و به نظرم با یکدیگر منافاتی ندارند. یعنی در عین حال که می‌توانیم به اهدافمان برسیم و دستاورد داشته باشیم، می‌توانیم احساس خوبی به زندگی‌مان داشته باشیم، کارهای بامعنا انجام دهیم و به ارزش‌هایمان هم پایبند بمانیم.
به نظر میرسد در نیمه اول عمر عمدتاً دو تعریف اول برای افراد پررنگ‌تر است اما با شروع نیمه دوم عمر، سه مورد بعدی پررنگ‌تر می‌شود.
در هر صورت همانطور که آلن دوباتن فیلسوف سوئیسی در سخنرانی تد خود با نام فلسفه‌ای مهربان‌تر و ملایم‌تر از موفقیت (A Kinder and Gentler Philosophy of Success) هم می‌گوید: «بهتر است مطمئن شویم تعریف شخصی خودمان از موفقیت را داریم».
به نظر من هم مهم است که تعریفی که از موفقیت داریم را خودمان به آن رسیده باشیم و با آن تعریف حالمان خوب باشد. 
به بیان دیگر ما تعریف درست و نادرست از موفقیت نداریم بلکه تعریف مؤثر و غیرمؤثر داریم. یک تعریف ممکن است برای من مؤثر باشد و برای فرد دیگری نه. ممکن است تعریفی که من از موفقیت دارم حال فرد دیگری را خراب کند و برعکس چون ما نظام ارزشی، مأموریت‌ها و مدل‌های ذهنی متفاوتی داریم.
پس خوب است که تعریف خودمان از موفقیت را پیدا کنیم.

منبع : javabkoo.com



طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: اهداف، ارزش،
[ شنبه 22 اردیبهشت 1397 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
هر یک از ما تعریف متفاوتی از موفقیت داریم و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم. گاه فکر می‌کنیم که موفقیت آن‌قدر از ما دور است که دست یافتن به آن از محالات است. ولی با پرورش برخی مهارت‌ها و درس گرفتن از شکست‌ها و مطالعه کردن، می‌فهمیم که موفقیت در چند قدمی ما است و فاصله چندانی از آن نداریم.
موفقیت مرموز و فریبنده است. هر کسی تعریف خود را از موفقیت دارد. چه ثروتمندترین فردی باشید که نامش در مجله فوربس ثبت شده و چه یک فرد شکست خورده در کنکور، همگی برای رسیدن به موفقیتی که برای خودمان تعریف کرده‌ایم، تلاش می‌کنیم. اغلب به نظر می‌رسد موفقیت از ما دور است. شما هم بعضی اوقات فکر تسلیم شدن به سرتان می‌زند؟

موفقیت هرگز خریدنی نیست- فقط می‌توان آن را اجاره کرد. بهترین بخش مربوط به آن این است که هرکسی می‌تواند موفق باشد اگر سعی کند و اجاره بهای آن را بپردازد. با انجام این 4 عمل، بیشتر از آن چه که فکرش می‌کنید به موفقیت نزدیک هستید. شما در چند قدمی موفقیت هستید، اگر...

1- دوستانی داشته باشید که موفق‌تر از شما هستند :

آیا تا به حال اصطلاح " موفقیت از طریق ارتباط" را شنیده‌اید؟ این اصطلاح توسط دیوید مک کللند (David McClelland) استاد دانشگاه هاروارد ابداع شد. او زندگی خود را وقف مطالعه در مورد شایع‌ترین ویژگی‌های افراد موفق کرد. او دریافت که مهمترین عامل تعیین کننده موفقیت یا شکست یک فرد، گروه مرجع اوست؛ یعنی همان کسانی که با آن‌‌ها در ارتباط است. جالب است بدانید که این افراد حتی از  تلاشی که برای رسیدن به موفقیت انجام می‌دهید، مهمتر هستند.

اگر دوست شما ارتقاء درجه پیدا کند یا معاملات بزرگتری انجام دهد، شما عصبانی می‌شوید. حسادت شما یک امر عادی است، اما اگر همچنان با اینگونه افراد در ارتباط باشید و آن‌ها را دور و بر خودتان حفظ کنید، بسیار به موفقیت نزدیکتر خواهید بود. اگر دوستانتان از شما موفق‌تر هستند، شک نکنید که موقعیت بسیار خوبی دارید.

ادامه مطلب

طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: موفقیت، شکست، باختن،
[ سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
موفقیت آرزوی همه ماست؛ امّا برای هر کسی کلمه موفقیت معنای مخصوص و منحصر به فردی دارد. آن چه در میان همه این معانی بسیار گوناگون و متفاوت، مشترک است، این است که موفقیت آرزوی همه ماست.
راه های گوناگونی برای رسیدن به قله های موفقیت وجود دارد؛ ولی یکی از بهترین ها و آسان ترین هایش، بهره گیری از تجارب آنانی است که قبلاً راه موفقیت را پیموده اند.
شرح موفقیت انسان های بزرگ، چگونگی رسیدن به قله های رفیع و این که چه تفسیری از تجارب زندگانی خود داشته اند، برای ما برانگیزاننده است و سبب می شود که توانایی ها و امکانات و موقعیّت های مطلوب خود را دریابیم و روش استفاده از آنها را به نحوی مطمئن و قابل اعتماد یاد بگیریم و با دغدغه کمتری به طی مسیر بپردازیم.
مطالعه عقاید، ارزش ها و عمل کرد این بزرگان، بینشی به ما می دهد که به کمک آن می توانیم موفقیت های آنان را در زندگی خود تکرار کنیم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهکارهای موفقیت، پیشرفت شخصی،
برچسب ها: درس موفقیت، ده قانون طلایی موفقیت، موفقیت از زبان بزرگان،
منبع مقاله: حوزه
[ سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 ] [ 08:39 ق.ظ ] [ جواد تلگردی ]
گاهی افراد از موفقیت تعریف های اشتباه و دشواری می کنند. بزرگان تعریف و مفهوم های یکنواختی برای کلمه موفقیت بیان کرده اند که از دیدگاه افراد معنای واقعی موفقیت نیست.
موفقیت بسیار شخصی است و معنای آن چیزی است که ما یاد می گیریم در زندگی آن را به کار بریم. در اغلب موارد ما موفقیت ها را از نظر برندگان و بازندگان تعریف می کنیم تا موفقیت و شکست را توصیف کنیم. ما همچنین ثروت، شهرت و برنده شدن در مسابقات قهرمانی را به مثابه نمونه هایی از آنچه که باید انجام دهیم تا به موفقیت دست پیدا کنیم، در نظر می گیریم. حقیقت این است که موفقیت برای یک نفر می تواند به شکست دیگری بیانجامد. من اغلب شادی را به عنوان اهداف به دست آورده ام. برای من موفقیت در رضایت از زندگی یا چیزی شبیه به آن تعریف شده است. باید اهداف را در زندگی مشخص کرد تا از طریق مشخص شدن اهداف به پیشرفت رسید. پس از اینکه اهداف را مشخص کردید با تلاش و پشتکار راه های رسیدن به آن را طی کنید. از طریق موفقیت و شکست و دستیابی به اهداف قادر به پیدا کردن جایگاه در زندگی مان می شویم.

موفقیت واقعی به این معنا نیست که شما چقدر پول داشته باشید بلکه از طریق تاثیراتی که می توانید در طول عمر خود برای دیگران ایجاد کنید آدم موفقی به حساب می آیید.

بخش بزرگی از این موفقیت به این معنی است که ما با اهدای شخصیت خود اهدافمان را دنبال می کنیم. زندگی با انجام دادن کاری که درست است و می تواند احساس خوبی در آدم ایجاد کند، معنی می شود. موفقیت همچنین باعث ایجاد روابط مثبت می شود تا ما موفقیت و شکست خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم و تاثیر مثبتی بر زندگی آنها داشته باشیم. سعی کنید بر اطرافیان خود تاثیر مثبتی بگذارید، این تاثیرات نشانه ی موفقیت شماست.
این روزها آموزش های نادرستی به افراد داده می شود مثلا به ما آموزش نمی‌دهند كه در راه موفقیت ممكن است شکست‌های موقتی بخوریم و یا ممكن است مجبور شویم برای رسیدن به هدف لحظات سختی را تجربه كنیم، بلكه به ما آموزش می‌دهند از شكست دوری‌کنیم. به ما آموزش می‌دهند شكست جزو گزینه‌های ما برای انتخاب نیست و باید از شكست مانند بیماری طاعون دوری كرد در حالی که تا شکست نباشد پیروزی و موفقیت معنا پیدا نمی کند. از این آموزش های غلط اجتناب کنید و نگذارید این آموزش ها در باورهای شما اثر بگذارد.

منبع: مثبت بین



طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: معیار موفقیت، موفقیت،
[ دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ جواد تلگردی ]
.: Design By: Ahmad Heydari :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ


مرجع ارائه آموزشهای روزانه و رایگان در حوزه ی پیشرفت شخصی و راهکارهای موفقیت