تبلیغات
راهکارهای موفقیت

مرجع ارائه آموزشهای روزانه و رایگان در حوزه ی پیشرفت شخصی و راهکارهای موفقیت 
پیوندهای وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تصور کنید که در بین دوستان مشترک خود کسی را ملاقات می کنید.یک استارتاپ را راه می اندازید و شروع به کار بر روی محصول خود میکنید. درآمدی کسب می کنید و افراد مختلفی را استخدام می کنید. برای یک کنفرانس استارتاپی ثبت نام میکنید تا محصول را در معرض نمایش بگذارید قبل از اینکه کاملا به اتمام رسیده باشد. قبل از اینکه بر روی سن بروید نسخه اولیه محصول خود را امتحان می کنید.محصول خود را به بیش از 800 سرمایه گذار خطرپذیر،روزنامه نگار و شرکت های عظیم نمایش می دهید. اولین مشتری خود را در این رویداد پیدا می کنید و به فروشی که مدنظر دارید نزدیک می شوید و آنرا نزدیک به 300 هزار دلار می فروشید.

همه این ها در 9 ماه اتفاق می افتد.

به نظر میاد دستور طبخ موفقیت باشه. مگه نه؟

خوب در مورد من دقیقا برعکس بود. من نامش را “مثبت کاذب شماره 1″ می گذارم.

بهبود سریعی که ما از نزدیک شدن به یک فروش زودهنگام بزرگ کسب کردیم به اشتباهات مدیریتی انجامید و آن نیز نتیجه ای جز اشتباهات اجرایی نبود.این موضوع با چندین تجربه تقریبا نابود کننده برای شرکت ما به اوج خودش رسید.مشتریان اولیه ما پذیرندگان آغازین بودند که هرچقدر ما با آنها بیشتر کار میکردیم،به محصولی بی خود و بی شکل نزدیک تر می شدیم.آنها درخواست معامله ای مشاوره ای و شخصی سازی شده را داشتند ولی هیچکدام از آنها تکرارپذیر،مقیاس پذیر و نهایتا پذیرفتی برای ما نبود.

موفقیت اولیه به یک سری اشتباهات استخدامی هم انجامید.من یک مدیر پروژه استخدام کردم که سرنوشت ما را به یک شرکت مشاوره خدمات گره زد. این موضوع سبب شد که من و موسسان دیگر شرکت مان از عملیات روزانه مشتریانمان با خبر نباشیم که نهایتا سبب شد فهم نادرستی از چیزی که مشتریانمان می خواهند و تاخیر در مرحله همخوانی محصول و بازار برسیم.

با یک فاصله، عدم اطلاعات یا داده های لازم، ما حدس زده بودیم که محصول چه باید باشد و تصمیاتمان براساس این بود که چگونه قانع کننده و یا پر صروصدا خواهد بود.بدتر از آن،در یک لحظه ما در بازاری گیر کردیم که هیچ چیزی از آن نمی دانستیم و چرخش شدیدی از سازمانی بودن به تولید یک نرم افزار موبایل مصرفی داشتیم.

با کمال تعجب،این نرم افزار نیز خوب فروخت که باز هم به “مثبت کاذب شماره 2″ انجامید.

یک بار من نرم افزار را به یک بلاگر معتبر و معروف معرفی کردم که تا پیش از آن نمیدانستم او در Bay Area حضور دارد. او ما را اپل و گوگل نامید و در نهایت سبب شد ما یک گفتگو با شرکت کوچکی به نام فیسبوک داشته باشیم. همه این ها حرکت بزرگی بود ولی نرم افزار ما پر از اشکال بود.ما شرکت را به سطح مناسبی نرسانده بودیم (یه کم از زیرش شانه خالی میکردم.) و همچنین به سطحی که میخواستیم نرسید.اگر رک بگم،من عاشق این بودم که توسط غول های تکنولوژی سنجیده بشم.این من را راضی نگه می داشت که گیجی کوتاه مدتی از آسیب شناسی سیستمی ای بود که ما داشتیم.

آسیب شناسی این بود که ما ساختیم/استخدام کردیم/فکر کردیم/نوشتیم/مصرف کردیم/طراحی کردیم/تولید کردیم چیزهای مختلف را بدون اینکه یک سوال ساده را از خود بپرسیم:این مشتری ما را خوشحال و موفق خواهد کرد؟

برای پاسخ به این سوال، اول از هرچیز شما باید یک پرسونا (کاربر نمایی) بسازید و تعیین کنید که چه چیزی باعث جذابیت و موفقیت شما می‌شود و چقدر زمان و یا منابع دارید تا بر روی آن سرمایه گذاری کنید. ما معمولا زمانی که کار سخت شود از این سوال عبور می کنیم.من می دانم که انجام ندادن این کارها در همه مراحل ما را مشغول به چیزی کرد که زیاد مهم نبود. وقتی که رسیدن سخت شد،ما پرسونا را تغییر دادیم. وقتی که ما پرسونا را انجام دادیم بر روی یک مورد تمرکز کردیم که می توانست یک محصول فوق العاده را برای آن به ارمغان بیاورد. چیزی که مشتری ما را وا میداشت که بگوید:”اوه! من عاشقشم. باید داشته باشمش.”. واقعا مهم است که شما بر روی پیدا کردن یک چیز تمرکز کنید و آنرا بسازید تا مشتری را دلخوش و آنها را خوشحال و موفق سازید.راحت ترین چیز این است که بیش از اندازه بسازید،حدس بزنید،گیج شوید و… من این کارها را انجام دادم که واقعا اشتباه سیاهی بود.

اخراج کردن افرادی که شما در شرکت استخدام کردید هولناک‌ترین کار در ایجاد یک شرکت است. این واقعا بدتر از از دست دادن پول یا سرمایه گذاران تان است. من منابع گرانبهایی را حیف و میل کردم و در ایجاد یک شرکت پایدار برای جمعی از کارمندانم شکست خوردم و این ترسناک ترین جنبه از شکست من است.

در خاطرم هست که شکستی که برایش هزینه دادم امروز راهنمای من و تیم من است.

بدانید که مشتری تان کیست و چه چیزی آنان را موفق و شادمان می کند.




طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: چگونه موفقیت زودهنگام باعث شکست می‌شود،
[ شنبه 16 تیر 1397 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
وقتی خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهیم، یک مشکل کوچک تبدیل به گردبادی از شکست میشود.

مثبت فکر کنید :

مقداری انتقاد از خود چیزه بدی نیست: میتواند چک کردن واقع گرایانه ای باشد که کمک کند فردی بهتر باشیم. اما تفاوت بسیار زیادی بین ” باید بیشتر از قبل کار کنم ” و ” من باعث سرافکندگی هستم ” وجود دارد.
دکتر تامر چانسکی، روانشناس و نویسنده کتاب (Freeing Yourself From Anxiety ) میگوید: انتقاد بیش از حد از خود تاثیری معکوس دارد و به جای پیشرفت باعث میشود بیشتر روی شکست متمرکز شوید. و تحقیقات نشان داده در طولانی مدت چنین حالتی باعث افزایش استرس و حتی بروز افسردگی میشود. خوشبختانه راه های زیادی وجود دارد که منتقد درونی را در جهت خوب و مفید استفاده کرد.

همه چیزهای منفی را در جعبه بگذارید :

وقتی خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهیم، یک مشکل کوچک تبدیل به گردبادی از شکست میشود. پس دفعه بعد از وقتی که یک فکر منفی خود را نشان داد، چند نفس عمیق بکشید و خیلی سریع محدودش کنید و مشکل تان را در کوچکترین جعبه ی ممکن قرار دهید.
اگر فکر میکنید در یک ملاقات خیلی خراب کردید به جای اینکه بگویید من یک احمقم ، همه چیز را خراب کردم، بگویید: از لغات ضعیفی استفاده کردم. تجسم جعبه بسیار مهم است. در ذهن خود یک جعبه کوچک تصور کنید به اندازه ای که مشکلتان پرش کند، با این کار اعتماد بنفس خود را از دست نمیدهید.

قدرت افکار ممکن را امتحان کنید :

فشار زیادی را متحمل میشویم تا چیزی را کاملا بچرخانیم و مثبتش کنیم. اما تحقیقات نشان داده زمانی که از نظر روانی در سطح پایینی قرار داریم و خود را مجبور میکنیم تا چیز های مثبت بگوییم در نهایت حالمان بدتر میشود، به خاطر اینکه دروغ سنج داخلی مان خاموش میشود. توصیه میشود از تکنیک فکر کردن به آنچه ممکن است استفاده کنید، که شامل افکار خنثی در مورد وضعیت و نام گذاری حقایق است. مثلا به جای اینکه بگوییم من از چاقی مثل خرس شدم باید گفت دوست دارم 15 کیلو کم کنم و میدانم چطور این کار را بکنم.

از خود بپرسید که واقعا گناهکارید :

به یک ملاقات رفته اید و لباسی که پوشیدید از نظر خودتان مناسب نیست. با خود فکر میکنید، بدترین اشتباه عمرم را کردم. چیزی که در سر شما میگذرد چنین است که همه چیز بر علیه تان است. با خود کمی مهربان باشید از در مورد افکار درونی که دارید از خود سوال بپرسید این راهی است که میتوانید صدای منتقد درونی را پایین بیاوید. آیا کسی به جز خودم چنین فکری دارد؟ آیا اصلا لازم است انقدر خودم را سرزنش کنم؟ یک اشتباه ارزش این مقدار زجر کشیدن را دارد؟

منبع : beytoote



طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
[ دوشنبه 28 خرداد 1397 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
هر فردی که می‌بینید چیز خاصی برای ارائه به شما دارد–البته به شرط اینکه برای گرفتن دستتان باز باشد.

هر برخورد با نشان دادن چیزهایی درمورد خودتان که قبول می‌کنید و قبول نمی‌کنید، هدیه خودآگاهی عظیم‌تری را برایتان به همراه خواهد داشت. یک نگاه صادقانه به شما نشان می‌دهد که واکنش‌های شما نسبت به دیگران، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به شما می‌دهد.

هیچوقت نمی‌توانید با قطعیت بدانید که چه چیز به دیگران انگیزه می‌دهد. اما می‌توانید چیزهایی در خودتان که می‌پذیرید یا قضاوتشان می‌کنید را دریابید.

بعنوان مثال، اگر کسی نظری درموردتان می‌دهد که درمورد چیزی است که خودتان هم در خودتان انتقاد می‌کنید، ممکن است آسیب ببینید. اما اگر خودتان درمورد آن اظهارنظر خودتان را نقد نکنید، ممکن است اصلاً ناراحتتان نکند.

واکنش ما به اظهارنظرهای دیگران همیشه به قضاوت شخصی ما از خودمان و احساس کمبود یا قدرت شخصی‌مان بستگی دارد، نه فرد مقابل.

اکثر قضاوت‌های دیگران از یکی از سه علت زیر ریشه می‌گیرد:

۱. آن رفتار و خصوصیت‌تان برای خودتان هم قابل تحمل نیست.

بعنوان مثال، ممکن است خجالتی باشید و با فردی بسیار اجتماعی برخورد کنید. قضاوت شما چیزی شبیه به این خواهد بود: چقدر خودنما، خیلی پرسروصدا و آزاردهنده است. چون خودتان نمی‌توانید آنطور رفتار کنید، به کسی که اینطور هست کینه می‌ورزید.

این نوع قضاوت مشخص می‌کند که شما به طور کامل خودتان را بروز نمی‌دهید و درنتیجه از کسانیکه اینکار را می‌کنند نفرت دارید، حتی اگر اینکار غیرعمدی باشد.

آگاه شدن از واقعیت این واکنش و تلاش برای ابراز احساساتتان باعث می‌شود بسیار بهتر خود را بروز دهید.

۲. شما همان رفتار را نشان می‌دهید و از آن آگاهی ندارید، به همین علت وقتی آن را در کسی می‌بینید دوست ندارید.

همه ما با این وضعیت روبه‌رو شده‌ایم. یک نفر درمورد یکی از دوستان یا آشنایان شکایت می‌کند و شما با خودتان فکر می‌کنید، «خنده‌دار است، اون خودش همین رفتاری که فکر می‌کنه اشتباهه رو انجام میده!».

نگاهی صادقانه به خودتان بیندازید شاید خیلی از خصوصیاتی که در دیگران دوست ندارید، در خودتان باشد. اگر اینطور بود ممکن است باعث تعجبتان شود و به این ترتیب خود را بهتر پذیرفته و احساس درک و دلسوزی بیشتری نسبت به دیگران پیدا خواهید کرد.

۳. فردی حسود هستید و به همین دلیل به داشته های دیگران حسد می ورزید و آنها را قضاوت می‌کنید.

کسیکه در زمینه‌ای به موفقیت رسیده باشد ممکن است شما را یاد عدم موفقیت خودتان در آن زمینه بیندازد. به موفقیت بالاتر او حسادت کرده و بعد سعی می‌کنید اشکالی در او پیدا کنید تا حس کمبود خودتان را جبران کنید.

ازآنجاکه الگوگیری انگیزه‌ بسیار قوی‌تری است تا رقابت، اگر سعی کنید به جای اینکه وقتتان را برای پیدا کردن عیب و ایراد در آن فرد تلف کنید، آن فرد را الگوی خود قرار دهید، موفق‌تر خواهید بود.

بیشتر قضاوت‌ها و انتقاداتی که از دیگران می‌کنیم، استراتژی‌های ذهن برای جلوگیری از  بروز احساسات ناراحت‌کننده است. اما اگر ندانید این احساسات از کجا ناشی می‌شوند، ممکن است موجب ناراحتی بسیار بیشتر شود.

آگاه شدن از ذات این انتقادها به این معنی نیست که دیگر هیچ اولویتی ندارید، هنوز هم ممکن است متوجه برخی رفتارهای خاص که برایتان نامطلوب است، بشوید.

اما با درک درست و کمی تلاش، بصیرت و تمایز گذاشتن جای قضاوت و انتقاد را می‌گیرد و باعث می‌شود برای دیگران احساس دلسوزی و شفقت کنید، حتی اگر علاقه چندانی به آن رفتار نداشته باشید.

حداقل آن این است که بی‌تفاوت خواهید بود.

بصیرت، آگاهی و درک بدون واکنش احساسی است. قضاوت‌هایی که موجب واکنش‌های احساسی می‌شوند کلید راهنما برای کمک به شما برای پیدا کردن بینش فردی است.

وقتی به جای قضاوت کردن دیگران، اعتقادات و تصورات آنها را کشف کنید، دری برای گستردن خودآگاهی و پذیرش خود باز خواهید کرد.

به جای اینکه اسیر دام نفس برای قضاوت دیگران شوید، اجازه بدهید واکنش‌ها و قضاوت‌هایتان برای دست یافتن به خودآگاهی بیشتر کمکتان کند و بنابرآن به خوشبختی و موفقیت بیشتری دست خواهید یافت.

وقتی از قضاوت خود از دیگران بعنوان آینه‌ای برای نشان دادن عملکرد ذهنتان استفاده کنید، انعکاس هر فرد می‌تواند هدیه‌ای ارزشمند برایتان باشد و هر فردی که با او برخورد می‌کنید را به معلمی برایتان تبدیل خواهد کرد.

منبع : مردمان 



طبقه بندی: پیشرفت شخصی،
[ چهارشنبه 23 خرداد 1397 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
چه عواملی  سبب می‌شود تا بعضی از کسب و کارها موفق شوند و برخی دیگر شکست بخورند؟ چرا برخی از مردم در فرهنگ‌ها و یا مناطق خاص عملکرد بهتری نسبت به افراد دیگر دارند؟ در این مقاله نگاهی به عوامل موثر موفقیت در کسب و کار می‌اندازیم.

تاثیر عوامل فرهنگی بر موفقیت در کسب و  کار :

– فرهنگ به الگوها و عقاید مرسوم که تاثیر مهمی در ارزش‌ها، ادراک، ترجیحات و رفتار افراد دارد اطلاق می‌شود. فرهنگ و کسب و کار از بسیاری جهات نقاط ارتباطی دارند.

– افرادی که به صورت سنتی با کسب و کارها عجین هستند گرایشات کسب و کارانه دارند و کارمندی را چیزی محقر می‌دانند.

– فرهنگ کسب و کار، افراد را از محافظه کاری و گرایشات به شغل کارمندی به دور می‌کند.

– فرهنگ مصرف‌گرایی که در آن مردم کالاهای مادی را بیشتر طالب هستند، کسب و کار را حوزه‌ای معرفی می‌کند که در آن درآمد کاسبی بیشتر از کارمندی است.

– افرادی که با شغل‌های استخدامی و یا خدمات دیگر درگیر هستند به فرزندان خود فشار می‌آورند تا شغل امن و ثابت برای خود انتخاب کنند و روح کسب و کار را از همان ابتدای کودکی در خود از بین می‌برند.

– فرهنگ صرفه‌جو که در آن مردم کمتر خرج می‌کنند و بیشتر برای روز مبادا پس‌انداز می‌نمایند، آنها کارآفرینی (نوآوری) را امری پرریسک و پرخطر می‌داند و بر این باور است که عواید شغل ثابت و امن بسیار بیشتر از کسب و کار (کسب درآمد) شخصی است.

تاثیر عوامل سیاسی بر موفقیت در کسب و  کار :

آنچه که در زیر بدان‌ها اشاره می‌شود مواردی هستند که محیط سیاسی در کسب و کار تاثیر می گذارد.

– شرایط ناپایدار سیاسی که در آن سیاست‌های دولتی مدام در حال تغییر است، آنها را (کسب و کار)  دلسرد می کند و باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران نسبت به امنیت سرمایه خود واهمه داشته باشند.

– حمایت دولتی برای توسعه اقتصادی از طریق توسعه زیرساخت، تسهیلات، پارک های علم و فناوری و هر آنچه مشوق کسب و کار است.

– مالیات زیاد که می‌تواند سود را کم کند، معمولاً کارآفرینان را دلسرد می‌کند. از طرف دیگر، معافیت‌های مالیاتی مشوق کسب و کارها و استارتاپ‌ها می‌باشد. (مدیریت)

– دسترسی به زیرساخت‌ها و خدمات همگانی همچون جاده‌های خوب، برق، امکانات ارتباطی و عدم وجود فساد و کاغذ بازی برای دسترسی به تسهیلات ذکر شده معمولاً کارآفرینان را تشویق و جذب می‌کند.

– آزادی اقتصادی با قانون‌گذاری مطلوب و موانع کم به منظور راه‌اندازی کسب و کار مشوق کارآفرینان است.

تاثیر عوامل اقتصادی بر موفقیت در کسب و  کار :

– اقتصاد عامل بسیار مهمی است که بر کسب و کار (کسب درآمد) مؤثر است.

– قدرت خرید عمومی مردم که با سطح درآمد و رفاه اقتصادی منطقه مشخص می‌شود، نقش مهمی بر موفقیت در کسب و  کار دارد.

– در زمان رکود اقتصادی، با توجه به کاهش قدرت خرید مردم و عدم تمایل به سرمایه گذاری، کسب و کارها با واکنش منفی مواجه می‌شوند.

– در اقتصاد معیشتی بیشتر مردم با کشاورزی درگیر هستند، محصول خود را مصرف می‌کنند و مابقی را با کالاها و خدمات ساده مبادله می‌کنند.

دسترسی به منابع اساسی در راه اندازی کسب و کار :

– یکی از عوامل کلیدی و موثر بر راه‌اندازی کسب و کار، دسترسی به منابعی همچون سرمایه، نیروی انسانی، مواد اولیه، زیرساخت و خدمات همگانی است.

– سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار حیاتی است. دسترسی به سرمایه، به کارآفرین اجازه می‌دهد که عوامل دیگر را کنار هم گرد آورده و اقدام به تولید محصول یا خدمت کند. (راه های پولدار شدن)

– اهمیت سرمایه انسانی و کارمندان را نباید نادیده گرفت. هیچ کسب و کاری بدون کارمندان ماهر و متعهد موفق نمی‌شود.

– وجود کسب و کارهای زیاد و متنوع مستلزم دسترسی به مواد خام می‌باشد.

– زیرساخت فیزیکی و خدمات همگانی همچون جاده‌های سالم و با کیفیت، پارکینگ، امکانات ارتباطی و برق، همگی فاکتورهایی اساسی در کارکرد بدون نقص یک کسب و کار هستند.

تاثیر مسائل روانشناختی بر موفقیت در کسب و  کار : 

با وجود اهمیت تمام موارد بالا، موفقیت در کسب و کار جدید به تیپ شخصیتی کارآفرین برمی‌گردد.

کارآفرین (نوآوری) در حقیقت رهبر و راهبر کسب و کار است (مدیریت استراتژی) و نیاز است تا ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

• سخت کوشی و سماجت در کار
• قدرت مدیریت و کاهش خطرهای ریسک (مدیریت)
• قدرت ایجاد و توسعه یک کسب و کار جامع و داشتن نقشه‌های آماده جایگزین (طرح کسب و کار)
• جهت‌گیری قوی که رسیدن به اهداف را آسان می‌کند

با برداشته شدن موانع تجارت و به وجود آمدن فرصت‌های بزرگتر و افزایش امنیت شغلی، شرایط برای کارآفرینی به مراتب بهتر از قبل می‌باشد.

منبع : iservat.ir




طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
[ یکشنبه 20 خرداد 1397 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
اگر به دنبال چند راز موفقیت در کسب و کار هستید خوب است که از زبان ریچارد برانسون سرمایه‌گذار و صاحب کسب و کار اهل بریتانیا که بیش از ۴۰۰ کمپانی در سر تا سر جهان را تحت مالکیت خود دارد رازهایی را بشنوید.
 او در زمینه‌ی بازرگانی، توریست، هواپیمایی و… فعالیت می‌کند و صاحب تیم Virgin نیز هست. ریچارد برانسون ۵ راز موفقیت در کسب و کار دارد که در ادامه می‌خوانیم. با ما همراه باشید.

اولین راز موفقیت در کسب و کار :

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، ریچارد برانسون معتقد است باید از آنچه که در کار و تجارت به آن می‌پردازید لذت ببرید چون شروع یک کسب و کار یعنی آغاز راه پر فراز و نشیب و پشتکار فراوان بنابراین اگر قرار است که مشکلات فراوانی را در کسب و کار حل کنیم و کسب تجربه کنیم باید از آنها لذت ببریم. او معتقد است زمانی که برای نخستین بار گروه Virgin را تشکیل داده بیشتر از کسب درآمد به فکر ایجاد احساس رضایت و خوشنودی از کسب و کاری که راه انداخته، بوده است.

دومین راز موفقیت در کسب و کار:

ریچارد برانسون به افرادی که می‌خواهند کسب و کاری راه‌اندازی کنند توصیه می‌کند که تجارت خود را با پایه و اساس محکم ایجاد کنند او بر این باور است که فرقی بین تجارت در زمینه‌ی خدمات یا صنعت یا تولید نیست بلکه تفاوت اصلی آنها ایجاد تجارتی با پایه و اساس محکم است. شروع یک تجارت چندان سخت نیست اما پایداری و دوام در آن و در نهایت موفق بودن در آن بسیار مهم است. او شرکت‌هایی مثل مایکروسافت، گوگل و اپل را که جزء شرکت‌های قدرتمند هستند به عنوان مثال مطرح می‌کند که توانستند بیش از ۲۰ سال فعالیت مداوم داشته باشند.

سومین راز موفقیت در کسب و کار :

ریچارد برانسون همچنین بر این باور است که یک تجارت خوب باید کارمندانی داشته باشد که از کار در آن تجارت احساس غرور کنند. یک کسب و کار خوب باید دارای یک تیم کاری متشکل از اعضایی خلاق، نوآور و با استعداد باشد که از اینکه در تجارت شما مشغول فعالیت هستند به خود ببالند.

چهارمین راز موفقیت در کسب و کار :

یک مدیر یا یک کارفرمای خوب بودن لازمه‌ی موفقیت هر کسب و کاری است. ریچارد برانسون معتقد است یک مدیر خوب باید یک شنونده‌ی خوب باشد. او توصیه می‌کند که مدیران باید همیشه خوب بشنوند تا بتوانند تجربه کسب کنند آنها هرگز نباید افراد را مستقیماً مورد نقد و سرزنش قرار دهند دائماً باید از کارمندان و کسانی که برای آنها کار می‌کنند تشکر کنند. برانسون معتقد است که تقدیر و تشکر باعث پیشرفت کارمندان می‌شود. همچنین او معتقد است که اگر کارمندی وظایف را درست انجام نمی‌دهد نباید او را سرزنش یا تنبیه کنید بلکه باید بدانید تیم کاری مثل اعضای یک خانواده است آنها باید به یکدیگر کمک کنند تا بتوانند موفق شوند.

پنجمین راز موفقیت در کسب و کار :

برانسون معتقد است که یک مدیر خوب نباید تنها پشت میز خود نشسته و ساعات کاری‌اش را بدون جلسه یا ملاقات با دیگر کارفرمایان و کاسبان دیگر سپری کند. یک مدیر خوب باید دائماً در حال جست و جو و کشف راه‌های جدید برای انجام بهتر کارها باشد خود از نزدیک شرکت‌ها و استراتژی‌های آنها را ببیند خود ریچارد برانسون از سفرهایی که انجام داده و تجاربی که کسب کرده توانسته موفقیت‌های زیادی را به‌دست بیاورد.





طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: ۵ راز موفقیت در کسب و کار از زبان یک میلیاردر،
[ شنبه 12 خرداد 1397 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
برت فاکس، مدیرعامل سابق Touchstone Semiconductor،از ۱۰ رمز موفقیتش  در وب‌سایت Quora می گوید .
او می گویند صبح ها با لبخند بیدار می شوم و با این تصور از خواب بلند می شوم، که هیچ مشکلی وجود ندارد و همه چی سر جای خودش است. با نگاهی به بیرون تنها زیبایی ها را میبینم و به این موضوع فکر میکنم که سختی ها را پشت سر گذاشته ام و الان قرار است از داشته هایم لذت ببرم.

۱- نگران پول نباشید :

در عوض مترصد فرصت‌ها باشید و می‌بینید که پول به دنبال آن خواهد آمد. این نگرش بهترین راهی است که باعث می‌شود از فرصت‌های شغلی خود سود ببرید. به دنبال پول بودن، مخصوصاً اگر در ابتدای راه شغلی خود باشید، نتایج جالبی به دنبال ندارد. بهتر است مهارت‌ها و دانش خود را تقویت کنید که در بلندمدت، هم برایتان پول به همراه می‌آورد و هم شادی.

۲- در جوانی ریسک‌پذیر باشید :

تا جوان هستید هیچ فرصتی را از دست ندهید، حتی اگر از پایان راه مطمئن نیستید. پتانسیل پیشرفت شما در خطر کردن و ریسک‌پذیر بودن است. البته ادعا نمی‌کنم باید در مسیرهایی قدم بگذارید که مشخصاً بی‌نتیجه هستند. منظور ریسک‌های حساب‌شده و هوشمند است. اگر بدون تدبیر و تعقل به هر سمتی بروید، مجبور می‌شوید تا آخر عمر مشغول التیام دادن آسیب‌هایی باشید که می‌بینید.

۳- بر یک پایان مثبت و موفق متمرکز شوید :

هنر تمرکز در زندگی و کسب‌وکار نقش مهمی دارد. هنگامی‌که بر چند کار مشخص متمرکز شوید، بسیار بهتر و مؤثرتر عمل می‌کنید. اگر خود را با اهداف مختلف و پراکنده سرگرم کنید، وقت کافی برای توجه به هیچ‌کدام نخواهید داشت.

۴- پشتکار بسیار باارزش‌تر از استعداد است :

وودی آلن می‌گوید: « مردم همیشه به من می‌گویند که می‌خواهند یک فیلم‌نامه یا نمایشنامه یا رمان بنویسند. ولی فقط تعداد انگشت‌شماری واقعاً این کار را می‌کنند. بقیه افراد بدون اینکه به نتیجه‌ای برسند از بازی خارج می‌شوند. آن‌ها نمی‌توانند از پس نوشتن برآیند، برای اینکه دست به عمل نمی‌زنند. وقتی شما جرئت کنید وارد گود شوید، مثلاً شروع کنید به نوشتن، نیمی از مسیر موفقیت را طی کرده‌اید. برای همین می‌گویم ۸۰ درصد از موفقیت حضور داشتن است. این بهترین درسی است که زندگی به شما یاد می‌دهد.»

۵- مثبت اندیشی راه فرصت‌ها را به زندگی شما باز می‌کند :

فرصت‌ها همیشه در اطراف ما هستند. فقط باید بتوانیم آن‌ها را ببینیم. منفی نگری زندگی را برایتان به‌قدری تیره‌وتار می‌کند که نمی‌توانید ببینید چه فرصت‌هایی دقیقاً همین‌جا و پیش روی شما هستند. وقتی نگاه مثبتی داشته باشید، می‌توانید از هر اتفاقی برای یک زندگی شاد و موفق استفاده کنید. سعی کنید یک دوره سی‌روزه مثبت اندیشی را امتحان کنید. خودتان متوجه نتایج آن خواهید شد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: راهکارهای موفقیت،
برچسب ها: ۱۰ رمز موفقیت از زبان یک مدیر عامل،
[ سه شنبه 8 خرداد 1397 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
کارآفرینی و نوآوری در بخش های متعدد اقتصادی مطلبی است که مدت ها در کشور ما مورد بحث است. برای گسترش واهمیت عملی شدن این موضوع در کشورمان تسهیلاتی نیز برای کارآفرینان درنظر گرفته شده است. اما مسلما در این راه برای موفقیت و امکان ادامه مسیر آشنایی با راهکار های مناسب و درست الزامی است.
به  ده راهکار مناسب که به کسب وکار شما خلاقیت ، نظم  و انعطاف پذیری می دهد اشاره خواهد شد. فعالین در این زمینه در هر کجای دنیا با به کار بستن این اصول کلی می توانند امیدوار باشند که گام های نخستین خود را به درستی برداشته اند.

1 - فکر کردن به موفقیت :

اگر بخواهید به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید، باید آرزوهای بزرگی نیز در سر داشته باشید. هر داستانی از موفقیت با یک آرزوی بزرگ آغاز می شود. شما می بایست چشم اندازهای بزرگ را برای خود متصور باشید، این که فردی مشهور و صاحب اعتبار هستید. باید از آن چه که می خواهید بدان برسید، تصویری روشن داشته باشید و آنقدر آن آرزوی خود را در سر پرورش داده باشید که آن را کاملا احساس کرده و برایتان دست نیافتنی نباشد. به طور مثال تصور کنید که اگر در کار خود موفق شوید، چه تحولی در زندگی شما و اجتماع ایجاد خواهد شد؟ اگر کسب و کار شما به موفقیت و در آمد بالا برسد شما از چه اعتباری برخوردار خواهید شد ؟ و تا چه حد به اقتصاد منطقه خود کمک کرده اید؟

2 - نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید : 

شما در راهی قدم می گذارید که در صورت موفقیت، بخشی یا تمام زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای رسیدن به این مقصود شما می بایست انرژی و اشتیاق خود را بیش از پیش کرده و آنها را آشکار کنید.چرا باید این گونه باشد، زیرا ما همیشه نسبت به آرزوهای خود و آنچه که دوست داریم بی رحمیم. بالواقع برای آنچه که بسیار دوست داریم، تلاش لازم را انجام نمی دهیم در حالی که می بایست نهایت تلاش خود را بکنیم. یا این که اگر شما از کاری که انجام می دهید رضایت کافی را نداشته باشید آیا تصور می کنید که واقعا می توانید در آن کار به موفقیت برسید و یا در بازار رقابت امروز که هر روز بیش از پیش به تلاش و فعالیت نیاز دارد، باقی بمانید؟
اگر هم با همه عدم علاقه خود در کار بتوانید خود را در گردونه رقابت حفظ کنید  ولی مطمئنا به موفقیت های بزرگ دست نخواهید یافت. موفقیت های بزرگ و استثنائی در صورتی به دست خواهند آمد که ما در زمینه آن کار ، علاقه داشته باشیم که کار کنیم و یا حداقل برای آن ارزش قائل باشیم. برای کسانی که با چنین حس و حالی کار می کنند، این که مجبور باشند برای آن کار حتی 15 تا 18 ساعت در روز وقت بگذارند نه تنها خسته کننده نیست که موجب لذت آنان از کار خواهد بود. موفقیت در فعالیت های اقتصادی و مالی تنها نیازمند صبر و کاری طاقت فرسا است که تنها زمانی امکان پذیر خواهد بود که شما در مورد آن کار احساس مثبتی داشته باشید.
 

ادامه مطلب

طبقه بندی: پیشرفت شخصی،
[ یکشنبه 6 خرداد 1397 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ مصطفی سلیمانیان ]
.: Design By: Ahmad Heydari :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ


مرجع ارائه آموزشهای روزانه و رایگان در حوزه ی پیشرفت شخصی و راهکارهای موفقیت